قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1478
تاريخ الفي ( فارسى )
خواهد آورد كه مرا گرفته نزد مأمون برند . در اين انديشه بودم كه صاحبخانه باز آمد و مقدارى نان و گوشت و كاسهاى نو و فرشى پاكيزه آورد و عذرخواهى نموده گفت : من حجّامم ، با خود گفتم كه شايد تو را از چيزهايى كه دستزد من است كراهيتى و تنفّرى پيدا شود ، بنابراين زمانى از خدمت تخلّف نموده به خريدن اينها مشغول گشتم . ابراهيم گويد : خود برخاستم و جهت خود طعامى پختم و چون از طعام پختن فارغ شدم گفت : ميل دارى كه قدرى شراب حاضر سازم و در خدمت تو امروز به لهو و عشرت مشغول باشم ؟ گفتم : اختيار با تو است . حجّام صراحى و پيالهاى حاضر كرد . چون دو سه پياله خورديم عودى بيرون آورد و گفت : هرچند گستاخى مىكنم ، امّا هيچ مىتوانى كه بندهء خود را به استماع غنا مسرور و محفوظ گردانى ؟ ابراهيم گفت : از وى پرسيدم : تو را از كجا معلوم شد كه من در اين فن موسيقى دخلى دارم ؟ گفت : تو معروفتر و مشهورتر از آنى كه كسى تو را نشناسد . ابراهيم بن مهدى تويى كه مأمون صد هزار درم جهت آن كس قبول كرده كه تو را پيش او برد . ابراهيم گويد : چون اين سخن از حجّام شنيدم عود از وى بستدم و در كنار كشيدم و خواستم كه به سرود گفتن اشتغال نمايم كه حجّام گفت : ملتمس آن است كه نخست من صوتهايى كه در عمل آوردم بگويم . من گوش به صوتهاى او نهاده مستمع شدم كه حجّام صوت و عملى چند گفت كه من از آن متعجّب ماندم . از وى پرسيدم : اين اصوات از كه آموختى ؟ گفت : مدّتى ملازم اسحاق بن ابراهيم موصلى بودم و اين سرودها از وى كسب كردم . و چون شب شد و عزم آن نمودم كه از منزل حجّام بيرون آمده به جايى ديگر روم خريطهاى پر از دينار پيش او نهادم و گفتم : اين محقّرى است به مصارف وجوب خويش صرف نماى . حجّام گفت : عجب حالتى است ! من مىخواهم كه آنچه دارم پيشكش كنم تا به قبول آن بر من منّت نهى و تو مىخواهى كه به صله و انعام مرا ممنون گردانى ! هرگز اين امر پيش نرود . الغرض ، هرچند ابراهيم الحال نمود حجّام برنگرفت و او را به موضعى برده پنهان ساخت تا آنكه كسان مأمون بعد از تفحّص بسيار او را يافتند . و از جمله وقايع اين سال ، فوت امام شافعى « 1 » مطلبى است . مدفن او در مصر است .
--> ( 1 ) . امام محمّد بن ادريس شافعى ، رئيس مذهب شافعى و دوّمين امام بزرگ اهل سنّت و جماعت است . وى خود از شيعيان و موالى علىّ بن أبى طالب ( ع ) و خاندان آن حضرت بود و به همين جرم در زمان منصور دوانيقى تحت تعقيب بود .